تبليغاتX
html>http://www.lovelymusic.blogfa.com ------->

zendegeman

سلام بر عشق ماندگارم

ميروي و من فقط نگاهت ميکنم ، تعجب نکن که چرا گريه نميکنم ، بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما براي تماشاي تو همين يک لحظه باقي است

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري ... دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري ... من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم ... شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام

 


 

نوشته شده توسط احسان ترکمن در پنجشنبه 1386/04/21 ساعت 14:49 موضوع | لینک ثابت


اینه جای آدما

 دلم گرفته از آدم هايي که مي گن: دوست دارم... اما معني شو نمي دونن... از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي... اما خودشون مال تو نيستن... از اونايي که زير بارون برات مي ميرن... و وقتي آفتاب مي شه... همه چيز يادشون ميره

 سهراب : گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي..... گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي..... گفتي زبر باران بايد رفت رفتم ولي او نه چشم هاي خيس و شسته ام را نه نگاه ديگرم را هيچکدام را نديد فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت : ديوانه باران زده


 

نوشته شده توسط احسان ترکمن در پنجشنبه 1386/04/21 ساعت 14:33 موضوع | لینک ثابت


یه دنیا حرف

 خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعدبفهمي دوست نداره


 

نوشته شده توسط احسان ترکمن در پنجشنبه 1386/04/21 ساعت 14:25 موضوع | لینک ثابت


و انگاه گه خواب نمیگزارد بمانی

  امان از خواب   خور خور  خور پوف 


 

نوشته شده توسط احسان ترکمن در شنبه 1386/04/16 ساعت 16:37 موضوع | لینک ثابت


دفعه اول تو کوچه ديدمش گفت داداشي مياي بازي کنيم؟بعده اينکه بازيمون تموم شد گفتي تو بهترين داداشه دنيايي،وقتي بزرگتر شدم به دانشگاه رفتم چشام همش اونو ميديد و ميخواستم از ته قلبم بگم عاشقشم دوسش دارم اما اون گفت تو بهترين دادشه دنيايي وقتي ازدواج کرد من ساقدوسش بودم بازم گفت تو بهترين دادشه دنيايي و وقتي مرد من زيره تابوتشو گرفتم مطمئن بودم اگه ميتونست حرف بزنه ميگفت تو بهترين دادشه دنيايي چند وقت بعدي وقتي دفتره خاطراتشو خوندم ديدم نوشته

 هرگز در ميان موجودات، مخلوقي که براي کبوتر شدن آفريد شده کرکس نمي شود. اين خصلت در ميان

هيچ يک از مخلوقات نيست جز آدميان 

چه میهمانان قانعی هستند مردگان نه به دستی ظرفی را چرک می کنند نه به حرفی دلی را آلوده تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت

 


 

نوشته شده توسط احسان ترکمن در شنبه 1386/04/16 ساعت 16:31 موضوع | لینک ثابت